مدح و شهادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
دلـدار و دلآرام و دلاور عـلـی اکـبـر جـمـعانـد هـمـه آلکـسا در علی اکـبر آن چیز که خوبان همه دارند در عالم دارد همه را یکتنه در بـر علی اکبر فهم احـدی نیست به یک ذرۀ عـلـمش کم رفته اگر بر روی منـبر علی اکبر مضمون چه شعریست برازندهاش آخر از مدح و ثنا هـست فـراتر علی اکبر با گردش شمشیر به دستش همه گفتند در کـرب و بلا ثـانی حـیدر علی اکبر حتی نرسـیده ملکالـمـوت به گـردش از میمنه زد تا که به مِیسر علی اکبر در منطق و در خلقت و در خلق شبیه است بیش از همه بر شخص پیمبر علی اکبر معصیت آن را که محب است خداوند بخشد به سخا روز جزا بر علی اکبر از اسب زمین خورد و پدر گریهکنان گفت دردا؛ علی اکبر؛ علی اکبر؛ علی اکبر میخواست صد و ده پسر ارباب و به یک روز این خواسته بنـمـود مُـیـسّـر علی اکبر از خوردن سر نیزهای از پشت به پهلو شـد بـانـیّ مـرثـیـۀ مـادر عـلـی اکـبـر برخیز و اذانی بده هنگـام نمـاز است یک مرتبه، یک دفعۀ دیگر علی اکبر برخیز و در این دشت به فکر پدرت باش خیره است به او دیدۀ لشکر علی اکبر از عــهـدۀ جـمـع بـدنـت بـر نـمـیآیـد گشتهاست همه دشت سراسر علی اکبر از روضه همینقدر که گردید مزارش هـمقـد مـزار عـلی اصغـر عـلی اکبر |